هفته گذشته شورای ارزشیابی هنرمندان، شاعران و نویسندگان کشور به مریم اسلامی، شاعر نیشابوری نشان درجه یک هنر در رشته شعر را اعطا کرد. این نشان که معادل مدرک دکتراست، با توجه به کارنامه حرفهای و سوابق ادبی درخشان او از جمله تألیف و انتشار بیش از ۳۰۰ عنوان کتاب در قالبهای شعر، داستان و ترجمه برای کودکان و نوجوانان به این بانوی خراسانی داده شده است.
به بهانه اعطای این نشان، به سراغ مریم اسلامی رفتیم تا گفتوگویی در این زمینه با او داشته باشیم.
او که متولد ۱۳۵۵ در شهرستان نیشابور است، این روزها در تهران سکونت دارد و در کسوت معاون مدیر کل آفرینشهای هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور مشغول به فعالیت است.
مریم اسلامی درباره چگونگی علاقهمندیاش به شعر کودک و نوجوان به خبرنگار طوس میگوید: از سالها پیش که بهعنوان مربی وارد کتابخانههای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شدم، به شعر کودک علاقه پیدا کردم و شعر سرودن برای کودکان و نوجوانان به اصلیترین کارم تبدیل شد.
این بانوی شاعر خراسانی درباره نخستین تجربههای شاعرانه خود بیان میکند: من در نیشابور متولد شدم و خانواده مادری و پدری من در شبنشینیها و مراسم خاص چاربیتی میخواندند. مادربزرگم بسیار زیبا شعر میخواند. بعدها که شاعر شدم، فهمیدم چاربیتیها در واقع دوبیتی هستند و چهار مصرع دارند. این شعرها با مضمون هجران و سفر بسیار سوزناک و در قالب آواز خوانده میشد. این موضوع سبب شد از همان کودکی موسیقی شعر در جان و روانم بنشیند. در نوجوانی نیز بدون اینکه عروض خوانده باشم، وزن اشعار را تشخیص میدادم.
نخستین شعرم را برای پدرم سرودم
او در پاسخ به این پرسش که نخستین بار جلو چه فرد یا افرادی شعر خواندید و چه واکنشی داشتند، عنوان میکند: نخستین شعرم را در قالب نیمایی برای پدرم نوشتم که به سفر رفته بود. وقتی برگشت و برایش خواندم، خیلی خوشحال شد و خانواده تشویقم کردند.
اسلامی درباره تشویق دوستان و خانواده برای ادامه دادن این مسیر و رسیدن به موفقیتها خاطرنشان میکند: تشویق خانواده و دوستان اهمیت داشت. اگرچه تشویق آنها در آن زمان به معنی حمایت همهجانبه از من برای پیشرفت در مسیر شعر نبود؛ اما کشش و جوششی که در قلبم وجود داشت، از همه چیز عظیمتر و نیرومندتر بود؛ زیرا آنچنان شیفته شعر بودم که اگر کسی هم من را تشویق نمیکرد، راه خودم را میرفتم.
این شاعر خراسانی درباره نقش محیط فرهنگی نیشابور در شکلگیری نگاهش به شعر عنوان میکند: شهر نیشابور پیشینه فرهنگی و ادبی ویژهای دارد و به دلیل وجود آرامگاه دو قله ادبیات فارسی؛ یعنی حکیم عمر خیام و شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، این شهر از جایگاه ممتازی در زمینه ادبیات برخوردار است. بنابراین شعر از زندگی مردم این شهر جدا نیست. به همین خاطر در دوران نوجوانیام انجمن ادیب نیشابوری در پرورش استعدادهای نوظهور ایفای نقش میکرد؛ اما دوری از پایتخت و نبود جریانهای ادبی تپنده و مستمر و در دسترس نبودن منابع روز ادبی، همواره از چالشهای زندگی در شهرهای کوچک به شمار میآمد.
او درباره علت ورودش به شعر کودک و نوجوان و دغدغههایی که در این عرصه داشته نیز میگوید: خلأهای موضوعی در ادبیات کودک همواره دغدغه من بوده است. ادبیات ویژهای برای نیازهای موضوعی که خانوادهها و بچهها دارند، نداریم. تلاشهای من برای برخی از این موضوعات به تألیف کتاب منجر شده؛ بهعنوان مثال من در موضوع مراقبتهای جسمی و جنسی از کودکان یا ترانههایی برای جنین در شکم مادر و موضوعات دیگری تألیفاتی دارم که جزو نخستین تألیفات در این موضوعات در ایران بهشمار میروند.
چالشهای شاعری در شهرهای کوچک؛ وقتی نه اینترنت بود و نه استاد!
اسلامی در پاسخ به این پرسش که بزرگترین چالشهای حرفهای شما در مسیر شاعری و نویسندگی چه بود و چگونه از آنها عبور کردید، اظهار میکند: زمانی که کار برای کودک را شروع کردم، اینترنت و فضاهای مجازی و پیامرسانها به شکل امروز وجود نداشت. ما به استادان و پیشکسوتان این حوزه دسترسی نداشتیم. آموزشی در زمینه تخصصی نمیدیدیم، حتی اگر پرسشی داشتیم، نمیدانستیم از چه کسی بپرسیم. خودمان خواندیم و نوشتیم و اینگونه مسیر را طی کردیم.
این شاعر خراسانی نشان درجه یک هنر را یک دستاورد میداند؛ چرا که این نشان به دلیل فعالیتهای حرفهای در چندین سال اعطا میشود و از نظر او ثمره کار هر نویسندهای کتابهایی است که نوشته و مخاطبانی است که دارد.
او توصیههایش به نویسندگان و شاعران جوان و نوجوان تازهکار را این گونه بیان میکند: خواندن زیاد، نوشتن، تمرین و بهره بردن از نظر تخصصی استادان میتواند برای کسانی که میخواهند به عرصه شعر وارد شوند، بسیار راهگشاست.
اسلامی میافزاید: به نظرم کسانی که در ابتدای مسیر هستند، باید اشعارشان را بخوانند و از قضاوت شدن نترسند. توصیه من به آنها این است که خودتان باشید و به استعدادی که در شماست، اعتماد کنید و نکته مهم این است که این استعداد در کنار نقد است که شکوفا میشود.
این بانوی شاعر خراسانی در پاسخ به این پرسش که در مسیر فعالیتهای ادبی که داشتید، چه بازخوردهایی برای شما ماندگار و راهگشا بودند، میگوید: اوایل مطرح شدن آثارم در جشنوارهها و رویدادهای ادبی بازخوردها برانگیزاننده و مثبت بودند. بعدها که ارتباطات مجازی گستردهتر شدند، از مخاطبان آثارم از جمله کودکان، نوجوانان و والدین انرژیهای مثبت فراوانی دریافت کردم.
او مجموعه شعر «خداحافظی در خیابان پاییز» را بیشتر از سایر آثارش دوست دارد و در این باره اظهار میکند: این مجموعه حاوی ۱۹ شعر کوتاه برای نوجوانان است و موجز بودن اشعار و ایماژهای شاعرانه آن را دوست دارم. یکی از شعرهای این مجموعه این است: «دوستان واقعی کماند/ خوش به حال دانههای برف/ در فراز/ در فرود/ با هماند»
اسلامی در پایان، درباره تأثیر عمیق آثارش روی مخاطبان بیان میکند: خیلی از والدین فیلمهای ضبط شدهای از کودکانشان را در فضای مجازی برایم ارسال میکنند که کودکشان شعر من را از حفظ میخواند. اینگونه بازخوردها همیشه حال من را خوب میکند؛ چرا که فکر میکنم کاری هر چند کوچک برای کودکان گوشهای از این جهان بزرگ انجام دادهام.






نظر شما